سلام

خیلی وقت بود خودم درد دل هام و تو وبلاگ نمی نوشتم

البته رو کاغذ می نوشتمشون

یه جایی خوندم نوشته بود توی این دنیا دنبال یه قلب دیگه نگرد

که عاشقش بشی چون این دنیا اینقدر کوچیکه که دوتا قلب توش

جا نمیشن  ولی اگه تونستی این کار و بکنی هیچ وقت از اون قلب

جدا نشو چون این دنیا اون قدر بزرگه که دیگه نمیتونی پیداش کنی

نمیدونم این دنیا بزرگه یا کوچیک ولی این و میدونم توی این دنیا

ما آدما میتونیم با حرفها مون و کارا مون هم دل بشکونیم هم دل به

دست بیاریم

تا حالا ۲۲ تا شعر گفتم ولی دیگه نمیدونم چی میخوام بگم

همش شعرام شده نمیدونم و نمیخوام و خسته شدم و ....

واقعا نمیدونم میخواهم چی بگم الکی قلم رو تو دستم میگیرم ولی ...

تو این شلوغی امتحانات از خوابگاه زدم بیرون و دارم مطلب

مینویسم شاید درصد امید به آینده م اومده پایین

دارم با یکی چت میکنم میگه عاشقی ؟

میگم عاشقم ولی نمیدونم عاشق کی  ؟   

میگه جالبه   

میگم آره برای بقیه جالبه ولی خودم دارم داغون میشم

هنوز که پیداش نکردم امید وارم اون من و پیدا کنه

بدون هدف تو خیابون قدم میزنم تا دیر وقت بشه و برکردم خونه

یا خوابگاه   

ااااااااااااااااااه اصلا ولش کن سر شما رو هم درد اوردم ببخشید

  
نویسنده : محمد & آرام ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ تیر ،۱۳۸٦